به گزارش خبرنگار ایبنا، گروهی از منتقدان سیاست ارزی بانک مرکزی، خرید ارز در دوره افزایش عرضه را زیر سؤال بردهاند؛ اما در شرایطی که کشور درگیر جنگی با زمان پایان نامعلوم است، پرسش اصلی این است که آیا بانک مرکزی باید مازاد عرضه امروز را رها کند یا برای تأمین نیازهای فردای اقتصاد ذخیره بسازد؟
بحث بر سر خرید ارز توسط بانک مرکزی در روزهای اخیر دوباره بالا گرفته است. تعدادی از نمایندگان مجلس سیاست بانک مرکزی را مورد انتقاد قرار داده و میگویند خرید ارز از سوی بانک مرکزی، از یک سو تقاضای جدیدی به بازار اضافه کرده و از سوی دیگر با تزریق ریال، میتواند به افزایش نقدینگی و در ادامه رشد قیمت ارز و تورم منجر شود.
این استدلال در نگاه اول ساده به نظر میرسد، اما یک سؤال اساسی را نادیده میگیرد: بانک مرکزی در شرایط عادی درباره ارز تصمیم نمیگیرد. کشور در شرایط جنگی قرار دارد، مسیرهای تجارت خارجی با محدودیت مواجه است، صادرات نفت و دسترسی به منابع ارزی با ریسک روبهروست و مشخص نیست این وضعیت چه زمانی پایان خواهد یافت. در چنین شرایطی، بانکی که مسئول تأمین ارز کالاهای اساسی، دارو و نیازهای ضروری کشور است، نمیتواند صرفاً به نیاز امروز بازار نگاه کند و درباره منابع ارزی فردا بیتفاوت باشد.
بانک مرکزی از ابتدای جنگ اعلام کرد یکی از اولویتهای اصلی خود را تقویت ذخایر ارزی قرار داده است. بر اساس اعلام این بانک، از ابتدای جنگ تاکنون ۴.۵ میلیارد دلار به ذخایر ارزی افزوده شده است؛ اقدامی که با توجه به احتمال طولانی شدن جنگ و ضرورت تأمین کالاهای اساسی و دارو انجام شده است.
این دقیقاً همان نقطهای است که نقد منتقدان نیازمند بررسی دوباره است. اگر در مقطعی عرضه ارز در بازار از تقاضا بیشتر باشد، بانک مرکزی در واقع میتواند از فرصت عرضه بیشتر برای ساختن یک حاشیه امن ارزی استفاده کند؛ حاشیهای که در روزهای کمبود عرضه، به جای اینکه اقتصاد را با شوک شدیدتری مواجه کند، امکان تأمین کالا و کنترل بازار را فراهم میکند.
اگر جنگ طولانی شود، ارزش واقعی چنین ذخیرهای دقیقاً در همان روزهایی مشخص خواهد شد که عرضه ارز کاهش پیدا میکند. آرایش جنگی بانک مرکزی فقط به معنای فروش ارز برای کنترل بازار نیست؛ خرید ارز در زمان وجود مازاد عرضه و تبدیل آن به ذخیره برای روزهای سختتر نیز بخشی از همین آرایش است. اگر این ذخیرهسازی انجام نمیشد و چند ماه بعد دسترسی به منابع ارزی دشوارتر میشد، تأمین ارز کالاهای ضروری و مواد اولیه با چه پشتوانهای انجام میشد؟
در همین مدت، تأمین ارز واردات نیز متوقف نشده است. طبق آخرین آمار اعلامشده، در بازار ارز تجاری میانگین روزانه معاملات شهریور به ۱۳۱ میلیون دلار رسیده است. در بخش دارو و تجهیزات پزشکی هم تأمین ارز ۳۴ درصد افزایش یافته و بانک مرکزی اعلام کرده برای تأمین ارز دارو و کالاهای اساسی تا پایان سال نگرانی وجود ندارد. این ارقام در کنار تأمین بیش از ۱۷ میلیارد دلار ارز برای واردات، نشان میدهد منابع ارزی، در کنار تقویت ذخایر، برای تأمین نیازهای واقعی اقتصاد نیز به کار گرفته شده است.
نکته قابل توجه دیگر، سابقه برخی از چهرههای منتقد سیاست ارزی بانک مرکزی است. حسین صمصامی، حسینعلی حاجیدلیگانی، روحالله ایزدخواه و محسن زنگنه از نمایندگانی بودند که در جریان استیضاح عبدالناصر همتی در وزارت اقتصاد، در صف موافقان استیضاح قرار گرفتند. اکنون همین طیف بار دیگر درباره سیاستهای ارزی همتی در بانک مرکزی موضعگیری میکند. این سابقه بهخودیخود نقدهای مطرحشده را رد نمیکند، اما در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، تبدیل یک تصمیم احتیاطی برای تقویت ذخایر ارزی به موضوعی صرفاً انتقادی، بدون در نظر گرفتن ریسک کاهش عرضه ارز در آینده، این پرسش را هم ایجاد میکند که چه میزان از این مخالفتها ریشه در اختلاف کارشناسی دارد و چه میزان ممکن است تحت تأثیر فضای سیاسی قرار گرفته باشد.